وقت آن شد که به گل حکم شکفتن بدهی..... ای سرانگشت تو آغاز گل افشانی ها!


المنه لله که در میکده باز است /  زان رو که مرا بر در او روی نیاز است 

خم‌ها همه در جوش و خروشند ز مستی / وان می که در آن جاست حقیقت نه مجاز است 

از وی همه مستی و غرور است و تکبر / وز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است 

رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم / با دوست بگوییم که او محرم راز است 

شرح شکن زلف خم اندر خم جانان / کوته نتوان کرد که این قصه دراز است 

بار دل مجنون و خم طره لیلی / رخساره محمود و کف پای ایاز است 

بردوخته‌ام دیده چو باز از همه عالم / تا دیده من بر رخ زیبای تو باز است 

در کعبه کوی تو هر آن کس که بیاید / از قبله ابروی تو در عین نماز است 

ای مجلسیان سوز دل حافظ مسکین / از شمع بپرسید که در سوز و گداز است

 

یلدایتان مبارک دوستان خوبم

+ تاريخ شنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۲ساعت 18:50 ن: ســولماز کامرانی |